وضعیت قرمز برای پلنگ ایرانی

وضعیت قرمز برای پلنگ ایرانی

در حالی که مشاور سازمان حفاظت محیط زیست در امور حیات وحش از وضعیت زیستی خوب و به دور از نگرانی پلنگ در ایران سخن می گوید، گزارش های رسمی و غیر رسمی به دست آمده نشان می دهد که از ابتدای سال 89 تا کنون دست کم هفت قلاده پلنگ بر اثر عوامل انسانی چون شکار و تصادف با خودروها کشته شده اند.

پلنگ ایرانی

   به گزارش سبزپرس، گزارش های مردمی از مرگ یک قلاده پلنگ نر بالغ بر اثر تصادف با خودروهای عبوری در فیروزکوه حکایت دارد. این پلنگ بامداد روز 22 اردیبهشت در جاده فیروزکوه با یک دستگاه خودورو سواری تصادف کرده و از بین رفته است. حاضران در صحنه تصادف، از جثه بزرگ این پلنگ خبر داده اند.

از سوی دیگر، وب سایت رسمی سازمان حفاظت محیط زیست نیز از مرگ یک قلاده پلنگ در تربت جام و بر اثر شلیک گلوله خبر داده است. مردم محلی در ارتفاعات روستای «سماخون» در شهرستان تربت جام به لاشه پلنگی برخورد کردند که بر اثر شلیک گلوله کشته شده بود.

در بررسی ماموران گارد اجرایی حفاظت محیط زیست این شهرستان مشخص شد لاشه متعلق به پلنگ نر هشت ساله است که بر اثر اصابت گلوله مجروح شده و پس از طی مسافتی بر اثر خونریزی تلف شده است.

گزارش منابع محلی از الموت نیز از مرگ یک قلاده پلنگ بالغ در منطقه الموت و توسط شکارچیان خبر می دهد. هنوز مسئولان محلی حفاظت محیط زیست این خبر را به صورت رسمی تایید نکرده اند.

از شهرستان پل دختر در استان لرستان نیز از تصادف و مرگ یک قلاده پلنگ در 20 روز گذشته خبر رسیده است. یک قلاده پلنگ دیگر نیز در منطقه سپید دشت استان لرستان بر اثر تصادف کشته شده است.

همچنین در ماه گذشته، اخباری از پیدا شدن لاشه یک قلاده پلنگ نر روی ریل قطار در منطقه درود منتشر شده بود.

لاشه یک پلنگ نیز در شهرستان بابل پیدا شده بود که بر اثر تصادف با خودروهای عبوری کشته شده بود.

به این ترتیب تنها با گذشت 55 روز از سال 1389، دست کم هفت قلاده پلنگ در مناطق مختلف ایران به دلایل مختلف از بین رفته اند.

این در حالی است که سال 1389 عنوان سال «پلنگ» را یدک می کشد و تشکل های مردمی فعال در زمینه حفاظت از حیات وحش تلاش می کنند تا در این سال، با فعالیت های آگاه سازی و آموزشی نسبت به کاهش مخاطرات زیستی پلنگ در ایران اقدام کنند.

 با این حال سازمان حفاظت محیط زیست به عنوان تنها متولی رسمی حفاظت از حیات وحش در ایران اقدام ویژه و خاصی را در سال پلنگ برای حفاظت از این گونه با ارزش انجام نداده است.

طبق برآورد اتحادیه جهانی حفاظت  (IUCN) جمعیت پلنگ در ایران بین 600 تا 900 قلاده است که تقریباً در تمامی مناطق ایران پراکنده هستند.

 هر چند که جمعیت پلنگ در مقایسه با یوزپلنگ (دیگر گربه سان ایران) بسیار بیشتر است اما پلنگ با تهدیدهای بسیار زیادی روبرو است. به عنوان مثال در سال گذشته مرگ بیش از 25 قلاده پلنگ به دلایلی چون شکار، تصادف و مسمومیت با طعمه آلوده گزارش شده است و بعید نیست آمار پلنگ هایی که مرگشان گزارش نشده، بسیار بیشتر از این تعداد باشد.

مشکلات فرهنگی و ترس عمومی در برخی از جوامع محلی از پلنگ یکی از مهمترین علل آمار بالای تلفات پلنگ به دست انسان باشد. با این وجود و به رغم انتشار چنین گزارش هایی، هنوز سازمان حفاظت محیط زیست برنامه ای منسجم برای حفاظت از پلنگ در کشور برگزار نکرده است.

پیش از این اخباری مبنی بر برنامه ریزی برای اجرای طرح حفاظتی پلنگ های ایران و با کمک نهادهای بین المللی از سوی دفتر حیات وحش سازمان حفاظت محیط زیست منتشر شده بود اما به نظر می رسد که این برنامه ریزی تا کنون نهایی نشده است. 

با تشكر از اطلاع رساني سايت تبيان

تقویم  محلي

تقویم  

محلی

مازندراني ها سال اين گاهشماري را از
« اركه ما» ( آذرماه ) آغاز و به « اونما» ( آبان ماه ) ختم مي كنند. پنج روز « پيتك » را هم به پايان « اونما» مي افزايند و
هر يك از ماهها را به ترتيب زير چنين مي خوانند: اركما ( آذرماه ) دما يا ديما ( دي ماه ) وهمن ما ( بهمن ماه ) نوروز ما
 يا نرزما يا عيدما ( اسفندماه) سيوما يا فردين ما ( فروردين ماه ) كرچ ما يا ك'رچ ما ( ارديبهشت ماه ) هر ما ( خرداد ماه )
 تيرما ( تير ماه ) مردال ما يا ملارما ( مرداد ماه ) شرويرما يا شروين ما ( شهريور ماه ) ميرما ( مهرماه ) اونما ( آبانماه )
 نظير اين گاه شماري را « امير تيمور قاجار » در زمان محمدشاه قاجار ، در كتاب « نصاب طبري » زير عنوان
 « اسامي ماههاي فرس » چنين ياد كرده است : سيوماه و كرچ و هره ماه تير دگر هست مردال و شروين مير چه اونه ماه
 واركه ماه است و دي ز پي وهمن و هست نوروز اخير پتك را بدان خسمه زائده به آئين هرگز صغير و كبير مازندراني ها
 نخستين روز هر ماه را« مارماه » مي نامند و در سپيده دم آن در هر خانه مرد يا زن يا كودكي خوش قد پا به  آستانه خانه
ميگذارد تا به آن خانواده ، آن ماه تا آخرين روز هايش خوش بگذرد. نيز در روز « مارما» هر ماه داد و ستد نميكنند و چيزي
 به كسي نمي دهند يا نمي بخشند و چنين كارهايي را بدشگون مي پندارند. چگونگي هواي هر روز از پنج روز پيتك را
 نشانه اي از هواي ماهي از پنج ماه پس از آن مي دانند. اگر هواي نخستين روز پيتك آفتابي باشد هواي روزهاي
 « اركما» را هم آفتابي مي پندارند. يا اگر هواي دومين روز آن باراني باشد ، هواي « دما» را باراني مي دانند،بهمين گونه
چگونگي « وهمن ما» و »« فردين ما» و « نوروزما» مي انگارند. همچنين هواي هر يك از روزهاي طاق « كرچما» را تا
چهاردهم، يعني روزهاي اول و سوم و پنجم .سيزدهم ، كه جمله هفت روز مي شود، نشانهاي از هواي روزهاي
« كرچما» و شش ماه ديگر سال مي دانند. مثلا اگر آسمان روز اول « كرچما» گرفته و باراني شود ، هواي سراسر ماه
«كرچما» را گرفته و باراني مي پندارند. يا اگر هواي روز سوم آن باز و آفتابي شود، هواي تمام روزهاي ماه « هر ما»
را باز و آفتابي خواهند دانست. بهمين طريق هواي روزهاي پنجم و هفتم و سيزدهم را نشانه هائي از براي هواي
ماه هاي «تيرما » « مردال ما» و ..« اونما» مي انگارند اين هفت روز از « كرچما» را « كرچ در» مي نامند و در اين روزها
 گلكاري نمي كنند، تن نمي شويند، موي سر و چهره نمي تراشند و پشم گوسفند و موي بز نمي چينندو چون معتقدند
 كه : اگر گلكاري بكنند مار درخانه شان آشكار خواهد شد و آشيانه و تخم گذاري خواهد كرد. اگر موي سر بتراشند يا
تن بشويند ، موي سر و تن و چهره شان سفيد مي شود و مي ريزد. اگر پشم گوسفند يا موي بز را بچينند، بيماري
 و بلا در دام مي افتد.
* * *
آغاز تاريخ تبري همزمان با سال 31هجري است.پس از در گذشت يزدگرد سوم،اسپهبد گيل ژاماسبي پادشاه تبرستان
براي آيين نياكان خود پرچم استقلال برافراشت از آن زمان تاريخ نوين مازندران پس از ظهور و گسترش اسلام در اين
سرزمين آغاز گشت هر سال تبري به چهار بخش،بهار،تابستان،پائيز،زمستان تقسيم مي شود هر سال داراي دوازده ماه
 است و هر ماه سي روز مي باشد كه به اضافه پنج روز پتك مي شود.در سال چهارم يك روز به پتك افزوده مي شود و نام آن
شيشك استآغاز هر سال تبري از نخستين روز از فردينه ماه يعني برابر با3 مرداد ماه شمسي و25جولاي ميلادي است

انگوران

ادامه نوشته