عزیزاله خان میار سردار بزرگ کلارستاق
عزیزاله خان میار سردار بزرگ کلارستاق
شادروان عزیزاله خان فرزند محمدزمان خان فرزند آقا اسداله نایب الحکومه کلارستاق فرزند مرتضی قلی بیک حاکم کلارستاق فرزند کیاعباسعلی میار حاکم کلارستاق در سال ۱۲۷۰ شمسی در قریه مرزان آباد ( مرزن آباد کنونی) تولد یافت. مادرش فرزند میرزا جهان از خلعت بریهای مقیم کلارآباد بود. در زمان تولدش، عمویش علی خان نایب الحکومه کلارستاق بود.
در سن ۱۵ سالگی به اتفاق سالارمکرم (لطفعلی خان میار رفیع السلطان سالار مکرم) که خدمت ولیخان سپهسالار می کرد به آن دربخانه در تهران پیوست. اوقات فراغت خود را در مدرسه اتحاد وطن شاه عبدالعظیم که وسیله دو کلارستاقی به نامهای آقا شیخ تقی گرمان کردیچالی و آقا شیخ محمد پنجکی پدر میرزا هادی آل حبیب اداره می شد سواد خواندن و نوشتن آموخت. پس از پایان تحصیل وارد قوای امنیه شد و پس از سه ماه آموزش به دریافت درجه آسپیران نائل گردید. اولین ماموریت وی ورود به اسکادران اول گارد مخصوص احمدشاه قاجار بود. سپس با قوای امنیه به فرماندهی سرهنگ پورزند به قزوین رفت و مدت شش ماه با ایل شاهسوند اینانلو که محمد حسن خان رئیس آن بود جنگید و سبب از هم پاشیدگی ایل و فرار و پناه بردن ایلخان آن به کاشان نزد نایب حسین کاشی یاغی معروف گردید. در جنگ رباط کریم که ژنرال باراتف فرمانده معروف که در راس نیروی اشغالگر روس های تزاری قرار داشت جنگید و پس از آن به دستور دولت با رژیمان امنیه به طرف مناطق بختیاری رفت. در آن زمان ایران دچار عواقب دامنگیر جنگ جهانی اول بود و قوای روس و انگلیس و عثمانی جهت رسیدن به اهداف نظامی خود این خاک را لگد کوب جنگ و ویرانی ساخته بودند.عزیزاله خان میار به مدت دو سال با قوای امنیه حوادث سهمگینی را تجربه کرد. جنگ با قوای روس و انگلیس و عشایری که وسیله آنان خریداری شده بودند، موحش ترین حوادث را در طول زندگیش ایجاد نمود چنان که پس از بازگشت به تهران از نیروی دوازده هزار نفری امنیه تنها چهار هزار تن باقی مانده بودند. بقیه در گیر و دار جنگ و ناملایمات آن به هلاکت رسیده بودند. در همین ایام بود که وی ملیون ایرانی مهاجر به عثمانی را که شادروان علامه میرزا طاهر تنکابنی(فقیه) و مدرس نیز جزء آنان بودند تا مرز ترکیه همراهی نمود ولی به سبب برخورد خصمانه و دور از نزاکت افسران ترک از ورود به خاک عثمانی خودداری نمود.
در همان اوان جوانی پس از فوت کوچک ترین عمویش آقا حسینقلی میار به سمت ریاست و بزرگی خاندان میار رسید.
عزیزاله خان در تهران بنا به تشویق های علی اصغر خان ساعدالدوله از درجه افسری و ادامه خدمت نظام چشم پوشید و در عداد نیروهای چریک ساعدالدوله قرار گرفت. در اغلب ماموریت هایش همراه با پسر عمو هایش همچون علی اصغر خان میار درخشان، علی اکبر خان میار کلارستاقی،ابراهیم خان میار اسداله نژاد، لطفلی خان میار عباس کیانی و حسینقلی خان میار سلطانی بود.
در آن زمان سالار فاتح کجوری (سرتیپ علی خان دیوسالار) نهضت جنگل گیلان را در مازندران غربی تقویت می کرد و با جنگ دارکلا و اشغال تنکابن، کینه آشتی ناپذیر خلعت بری های را به خود جلب نموده بود.
عزیزاله خان با نیروی ساعدالدوله درصدد تلافی عمل سالارفاتح بودند که کلارستاقی ها وی را از این همراهی بر حذر داشتند و به ورود به نیروی سالار فاتح تشویق کردند. زمانی که وی به سالار فاتح پیوست در جنگ عباس آباد مهمترین عامل پیروزی دیوسالار بر قوای تنکابنی ها گردید. در واقعه حمله احسان الله خان دوستدار جهت فتح تهران ابتدا به بلشویک ها که ساعدالدوله نیز به حمایت از آنان تظاهر می کرد همراه بود و با قوای زیر دستش سرهنگ شاه بختی را در کوهستان کلاردشت شکست سختی داد. اما وقتی ساعدالدوله نیات مخفی خود را دائر بر نابودی بلشویک ها با عزیزاله خان میار در میان گذاشت، با او متحد شد و به اتفاق یکدیگر کلیه مهمات اسلحه خانه بلشویک ها را در شهسوار به اشتاج دوهزار حمل نمود و سبب شکست و واژگون بختی احسان اله خان دوستدار گردید.
کلنل بصیر دیوان (سپهبد زاهدی بعدی) به پاس اظهار رشادت و شجاعت های مکرر او را به ورود دوباره به نظام با درجه سرگردی تشویق نمود که با مخالفت وی روبرو شد. اما ابلاغ حکومت کلارستاق را به نام وی صادر کرد و مدت شش ماه حاکم کلارستاق بود. سپس به حکومت رانکوه منصوب گردید. در آن جا علاوه بر این سمت نماینده امیر اسعد در جمع آوری عواید ملکی سپهسالار در سیارستاق گیلان گردید و مدت سه سال در سیارستاق ماند. به زمان حکومت کلنل بصیر دیوان بر تنکابن مجددا به حکومت کلارستاق منصوب گردید و بر ایل و گیل منطقه حاکم شد.

شادروان عزیزاله خان میار سردار بزرگ کلارستاق
با روی کار آمدن رضا شاه هر چند خاندان میار به جز محمد امین خان که به شیراز و حسینقلی خان میار سلطانی که به همدان تبعید شدند، جز تبعیدی ها نبودند و هیچ کدام از بزرگان خاندان میار مرزان آباد تبعید نشدند اما املاک آنان توقیف گردید و از هستی ساقط گردیدند. به عنوان مثال می توان به احداث پادگان مرزن آباد در املاک خاندان میار اشاره کرد که هنوز هم بقایای خانه های قدیمی بزرگان این خاندان هم چون آقا خان میار که ساختمان افسران بود نیز اشاره کرد. عزیزاله خان میار هنگام احداث جاده شوسه کندوان مدتی نیز سرپرستی و حفاظت از این راه را بر عهده داشت. در سرکوب احزاب توده مازندران غربی و شرق گیلان فرماندهای نیروی حزب جنگل کلارستاق و ریاست خاندان میار را بر عهده داشت. و با ایجاد رعب و وحشت از توسعه بیشتر این حزب میان توده های مردم کاست. مرکزیت و محوریت و ریاست این حزب با خاندان میار بود که پس از شادروان عزیزاله خان میار می توان به علی اصغرخان میار، علی اکبر خان میار، حسینقلی خان میار از میارهای مرزن آباد و ملک بهرام میار ملک مرزبان از میارهای گرمابک و لطفعلی خان میار عباس کیانی و پسرانش همچون علی خان، محمد خان، نصیر خان، میرزا فرج اله خان، ابراهیم خان از میارهای گرکلا و حسینقلی خان میار سلطانی به همراه میارهای لاهو کلاردشت و آقاقلی میار و میارهای نجارکلا اشاره کرد.
در این تهاجم و دستگیری اعضای حزب توده نقاط ذکر شده تا لنگرود پیش رفت. در اثر این اقدام از طرف ستاد ارتش وقت به اتفاق گروهی از سران کلارستاق که در این کار شریک بودند به دریافت نشان شجاعت و تقدیر مباهی گشتند.

سران حزب جنگل کلارستاق
از راست به چپ نشسته: لطفعلی خان میار عباس کیانی، عزیزالله خان میار، اسدالله رزمجو، کاظم عسگری
ایستاده: نادری، ملک بهرام میار ملک مرزبان
وی نماینده خاندان میار برای باز پس گیری املاک خاندان میار بود و پسر عموهایش همچون محمد ابراهیم خان، صادق خان، علی اصغر خان، علی اکبر خان، عباس خان و اسداله خان میار به وی وکالت و اختیار تام داده بودند تا املاک میارهای مرزن آباد که شامل تمامی مرزن آباد یا مرزبان آباد و مراتع لاپی زنان و میاندشت، قریه سنگ سرک، قریه گویتر، خشک دره روستاهای زیادی در کوهستان همچون انگوران،مرس، فشکور و در چالوس قریه های آیش بن، آبرنگ، موزوپشته، لپاوک یا فرج آباد کنونی، نارنج بن یا نارنج باغ، گرامجان و .. را از بنیاد علوی در زمان پهلوی دوم بازپس گیرد. اما پس از فوتش در سال ١٣٣۶این وکالت نامه موجبات اصلاحات ارضی املاک ذکر شده را فراهم آورد.
پس از فروکش کردن غائله حزب توده، در اختلافی میان ایل و گیل با ایجاد توطئه ای توسط نصرت اله حاتمی خواجوند، انصاری وی را به ضرب گلوله مضروب ساخت. پس از سقوط وی تیر اندازی از دو طرف شدید شد و در نتیجه رحمت شجاعی خواجوند کشته شد و خیراله رودبارکی و عوض اجابئیتی از گروه یزدانی دستگیر شدند. خیراله در سینوا آن چنان مضروب شد که تا آخر عمر علیل ماند. یزدانی و انصاری از خانه فرار کردند. عزیزاله خان در سال ١٣٣۶ شمسی دارفانی را وداع گفت و در محوطه امامزاده خلیل مرزن آباد در کنار جدش آقا اسداله میار فرمانفرمای کلارستاق که خود محوطه امامزاده را وقف کرده بود و بدین روی آن جا به میار نوی امامزاده خلیل معروف گشته بود، مدفون گردید. وی را باید اخرین بازمانده رشید خاندان حکومتگر میار دانست که غروب نام آوری این خاندان را روشنائی مضاعف بخشید.

شادروان عزیزاله خان میار
وی در دوران بستری اقدام به نگارش خاطراتش و تاریخ خاندان میار نمود که از منابع پر ارزش تاریخی خاندان میار به حساب می آید و به زودی توسط آقای علی اصغر یوسفی نیا تحت عنوان مشروطه بی نقاب چاپ و منتشر خواهد شد.
منابع:
١- میار، عزیزاله خان. خاطرات و تاریخ خاندان میار(خطی). احتمالا ١٣٢٩-١٣٣٠.
٢-میار، میرزا عبداله خان. خاطرات و تاریخ خاندان میار (خطی). ١٣٢٩ هجری قمری.
٣- شمس طالقانی، سیدعلی. ١٣٨٢. زندگی نامه خاندان میار کلارستاقی. چاپ اول. انتشارات کلار.
۴- یوسفی نیا، علی اصغر. واعظی تنکابنی، ابولحسن. ١٣٨٠. فرهنگ نام ها و نام آوران مازندران غربی، چاپ اول، انتشارات کیانا.
۵- یوسفی نیا، علی اصغر. ١٣٧٠. تاریخ تنکابن. چاپ اول، نشر قطره.
۶- اسناد خاندان میار (خطی)
٧- منابع زنده: بزرگان خاندان میار.
ضمن تشکر از شما ، آنچه مرا بر آن داشت تا بتوانم کاری هر چند کوچک و ناچیز انجام دهم علاقه و دوست داشتن به کشور و وطنم گلیرد بوده و امیدرارم با کمک از خداوند مستعان و لطف و احسان شما دوستداران مرز و بوم ایرانی بتوانم این روستای کوچک و دوست داشتنی را به همه مردم ایران و جهان بشناسانم. لذا مستدعی است با پیشنهادات و انتقادات سازنده خود مرا دراین راه خطیر یاری فرمایید.شریعتمدار